دختران آتش
همانطور که می دانید چند روز دیگه روز مادر است به مناسبت این روز مطلب زیر را برای شما گذاشته ام وپیشاپیش این روز بزرگ را به مادر خودم وتمام مادران دنیا تبریک می گویم وقتی خدا مادران را می آفرید در روز ششم تا دیر وقت کار می کرد فرشته ای اومد و پرسید؟چرا انقدر روی این یکی وقت می گذاری؟ و خدا پاسخ داد باید قابل شستشو باشه ،ولی پلاستیکی نباشه فرشته تحت تاثیر قرار گرفته بود فقط دو تا دست غیر ممکنه این،همه کار برای امروز زیاده،بقیش رو بگذار برای فردا و تکمیلش کن نمی تونم دیگه،آخرای کارمه وقتی بیمار می شه خودش،خودش رو معالجه می کنه و می تونه ۱۸ ساعت در روز کار کنه فرشته نزدیک تر اومد و زن رو لمس کرد این که خیلی لطیفه بله لطیفه فرشته پرسید؟می تونه فکر کنه؟ خدا پاسخ داد فرشته گونه زن رو لمس کرد خدا اشتباه فرشته رو تصحیح کرد فرشته پرسید اشکها روش او هستند،تا غمهاش،تردید هاش،عشقش،تنهائیش،رنجش و غرورش رو بیان کنه فرشته هیجان زده گفت فقط یک خودش فراموش می کنه که چقدر با ارزشه
| Design By : Night Skin |


